خسرو زاده

لغت نامه دهخدا

خسروزاده. [ خ ُ رَ / رُو دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) پسر خسرو. پسر پادشاه. شاهزاده:
سرت زیر کلاه خسروی باد
بخسروزادگان پشتت قوی باد.نظامی.
خسروزاده. [ خ ُ رَ / رُو دَ / دِ ] ( اِخ ) مولی مصطفی بن محمد متوفی بسال 987 هَ. ق. یکی از مترجمان عثمانی است وی کتاب «البرق الیمانی فی الفتح العثمانی » رااز عربی به ترکی ترجمه کرد. ( از معجم المطبوعات ).

فرهنگ فارسی

مولی مصطفی بن محمد متوفی بسال ۹۸۷ ه.ق.یکی از مترجمان عثمانیست وی کتاب [ البرق الیمانی فی الفتح العثمانی ] را از عربی به ترکی ترجمه کرد.

جمله سازی با خسرو زاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو خسرو زاده شد نزدیک آن حور فلک را آب در چشم آمد از دور

💡 همچو بکر فکر خسرو زاده است از لطف طبع در کمال خوبی این یک خواهر آن یک خواهر است

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز