خسرو اختران

لغت نامه دهخدا

خسرو اختران.[ خ ُ رَ / رُ وِ اَ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است. ( از ناظم الاطباء ): آثارانوار خسرو اختران بر صحایف اطباق آسمان چون ذنب سرخان و دسته های ریحان پدید آمد. ( سندبادنامه ص 67 ).

فرهنگ فارسی

کنایه از آفتاب است

جمله سازی با خسرو اختران

دگر روز چون خسرو اختران به گردون برآورد رخشان سنان
خسرو اختران به کین کرده همانگه از کمین خنجر شاه پاک دین بر سپه معطله
خسرو اختران ندا می کرد کای من و شش وشاق هندوی تو
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
ارین
ارین
جزئیات
جزئیات
اسرع وقت
اسرع وقت
فال امروز
فال امروز