خرد سوز

لغت نامه دهخدا

خردسوز. [ خ ِ رَ] ( اِخ ) نام آتشکده ای بوده در آذربایجان. ( برهان قاطع ). نام آتشکده ای بوده در آذربایجان بجهت آنکه عقل بدریافت آن نمیرسد و بعضی نوشته که به زبانی، خرد بمعنی گناه است. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ):
از آنجا بتدبیر آزادگان
درآمد سوی آذرآبادگان
در آن خطه بود آتش سنگ بست
که خواندی خردسوزش آتش پرست.نظامی ( از فرهنگ جهانگیری ).

فرهنگ فارسی

نام آتشکده بوده در آذربایجان. نام آتشکده ای بوده در آذربایجان بجهت آنکه عقل بدریافت آن نمیرسد و بعضی نوشته که بزبان خرد بمعنی گناه است.

جمله سازی با خرد سوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرد سوز مردان صاحب نظر جنون بخش رندان بی پا و سر

💡 افسانه مخوانید که مستان خرد سوز با مصلحت مردم فرزانه نسازند

💡 صهبای ذکر دوست، خرد سوز شد حزین آتش شو، از جگر نفس شعله تاب کش

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز