خرخشت

لغت نامه دهخدا

خرخشت. [ خ َ خ ُ ] ( اِ ) جایی باشد که انگور را در آن ریزند و لگد کنند تا شیره آن برآید. ( از برهان قاطع ) ( آنندراج ).مرحوم دهخدا آن را مصحف چرخشت می دانند:
چنان بنیاد ظلم از کشور خویش
بفرمان الهی کرد ببخشت
که بهر عصر کس بر فرق انگور
نیارد زد لگد در هیچ خرخشت.شمس فخری.

جمله سازی با خرخشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن شیر که او به صید جز شیر نکشت گشت از پس آن خوابگهش چون خرخشت