لغت نامه دهخدا
خدای نما. [ خ ُ ن َ ]( نف مرکب ) آنچه خدای را بنمایاند. آنچه خدای را نشان دهد. آنچه دلیل وجود خدای دانسته شود:
در روی خود تفرج صنع خدای کن
کآیینه خدای نما می فرستمت.حافظ.
خدای نما. [ خ ُ ن َ ]( نف مرکب ) آنچه خدای را بنمایاند. آنچه خدای را نشان دهد. آنچه دلیل وجود خدای دانسته شود:
در روی خود تفرج صنع خدای کن
کآیینه خدای نما می فرستمت.حافظ.
آنچه خدایرا بنمایاند آنچه خدای را نشان دهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کان سخا و بحر عطا مرتضی علی است آئینه خدای نما مرتضی علی است
💡 ای حق طلب ز دامن حیدر مدار دست آیینهٔ خدای نما در برابر است
💡 کان سخا و بحر عطا مرتضی علیست آئینه خدای نما مرتضی علیست
💡 صوفی صفای دل به غم غیر تیره ساخت آیینه خدای نما را نگه نداشت
💡 دارد شرف بر انجم و افلاک خاک ما آئینهٔ خدای نما جان پاک ما