خداطلب
مترادفها
پروردگارجو، خداجو
متضادها
دنیاطلب
لغت نامه دهخدا
خداطلب. [ خ ُ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) جوینده خدا. طلب کننده خدا. جستجوکننده خدا. کنایه از باایمان و متقی است. صوفیان را عقیده آن است که در هرچه نگرند روی حق بینند و از این جهت آنان در همه اشیاء خداطلب و طلبکار خدایند و «خداطلب » و «طلبکار خدا» در ادبیات صوفیان بسیار دیده میشود و از آن جمله است بیت زیر:
ای آنکه طلب کار خدایی بخود آ
از خود بطلب کز تو جدا نیست خدا.؟
فرهنگ فارسی
جوینده خدا طلب کننده خدا
فرهنگ اسم ها
اسم: خداطلب (پسر) (فارسی، عربی)
معنی: خدا ( فارسی ) + طلب ( عربی ) خداجو
جمله سازی با خداطلب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آيه بعد به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) دستور مى دهد كه از پيشگاه خداطلب آمرزش كند (و استغفر الله ) زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است.
💡 بنای کعبه بود دل به دست آوردن اگر خداطلبی می کنی خدا اینجاست
💡 قدم ز راه طلب زان کشیده ایم که هست طلب به مذهب ما کفر، اگر خداطلبی ست
💡 و نيز مى فرمايد: (فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر...) كه بهرسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) دستور مى دهد از افرادى كه مورد نظرند عفو كند وبر نافرمانى آنان مؤ اخذه و عتاب و سرزنش وامثال آن نكند و اينكه بر ايشان در آثارى كه گناه آنان براى شخص آن جناب دارد از خداطلب مغفرت كند، با اينكه آمرزش بالاخره كار خود خداى تعالى است.