لغت نامه دهخدا
خبر پرسیدن. [ خ َ ب َ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) کسب اطلاع کردن از طریق خبر. پرسیدن خبر. با خبر کسب اطلاع کردن:
دلم از صحبت شیراز بکلی بگرفت
وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم.سعدی.
خبر پرسیدن. [ خ َ ب َ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) کسب اطلاع کردن از طریق خبر. پرسیدن خبر. با خبر کسب اطلاع کردن:
دلم از صحبت شیراز بکلی بگرفت
وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم.سعدی.
کسب اطلاع کردن از طریق خبر پرسیدن خبر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در منزل او وقت خبر پرسیدن خون شد دلم از بانگ صدا بشنیدن