خبر رسیدن

مترادف‌ها

مطلع شدن، باخبر شدن

متضادها

خبر نرسیدن

لغت نامه دهخدا

خبر رسیدن. [ خ َ ب َ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) اطلاع رسیدن. خبری بدست آمدن. آگهی یافتن:
حیدر کزو رسید وز فخر او
ازقیروان بچین خبر خیبر.ناصرخسرو.اگر نیستی سعی جاسوس گوش
خبر کی رسیدی بسلطان هوش.سعدی.

جمله سازی با خبر رسیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نیروهای مقاومت لهستان امیدوار بودند بتوانند با قیام، چند روز پیش از ورود ارتش سرخ به ورشو از اعتبار کسب‌شده و پایتخت آزادشده به عنوان شروعی برای آزادی کل لهستان استفاده کنند. در ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۴ دولت در تبعید لهستان به نیروهای حاضر در لهستان اشغالی اختیار داد تا قیام سراسری را برنامه‌ریزی کنند. در روز ۳۱ ژوئیه با شنیدن خبر رسیدن قوای ارتش سرخ به نزدیکی رودخانه ویستولا در حاشیه شهر ورشو جنبش مقاومت تصمیم گرفت قیام را شروع کند اما در شرق شهر ارتش آلمان توانسته بود پیشروی روس‌ها را متوقف کند و آن‌ها را تا حدی به عقب براند، با این حال از نظر جنبش شروع قیام اجتناب‌ناپذیر بود.

💡 چون خسرو خبر رسیدن نعمان را شنید، وی را به بند کرده و به زندان خانقین فرستاد و به زندان بود تا طاعون بیامد و در آنجا بمرد.

💡 پس از ساعت‌ها انتظار طولانی در اتاق انتظار، بالاخره خبر رسیدن نتایج آزمایش‌های پزشکی باعث شد که او با آرامش خاطر بسیار بیشتری به خانه بازگردد.

💡 وقتی خبر رسیدن تغییرات ناگهانی در قیمت‌های جهانی نفت به گوش مدیران رسید، بلافاصله جلسه‌ای اضطراری برای بررسی وضعیت اقتصادی و بازارهای داخلی برگزار شد.

💡 با خبر رسیدن پیروزی‌های بزرگ تیم ملی در مسابقات بین‌المللی، تمام مردم کشور با شادی و هیجان بسیار زیادی به جشن و پایکوبی در خیابان‌ها پرداختند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران