خبثه
متضادها
صالحه، نیکوکار
لغت نامه دهخدا
( خبثة ) خبثة. [ خ ِ ث َ ] ( ع اِمص ) بنده گرفتگی از قومی که برده کردن آنها حلال نیست. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || ناپاکی. ناراستی. ( از ناظم الاطباء ).
خبثة. [خ َ ب َ ث َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ خبیث. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
جمع خبیث
جمله سازی با خبثه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (( و له الرسائل البديعة و النظم المليح فمن رسائله الماء اذاطال مكثه ظهر خبثه و اذا سكن متنه تحرك و نتنه و كذلك الضيف يسمح لقائه اذاطال ثراثه و يثقل ظله اذا انتهى محله، وقلت و يقرب من هذا المعنىقول الشاعر بالفارسيه:))