خاکروبی

لغت نامه دهخدا

خاکروبی. ( حامص مرکب ) عمل رُفتَن خاک. خاک را پاک کردن. جاروب کردن و گرد گرفتن.

جمله سازی با خاکروبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاهی به درت به خاکروبی گه بر بامت به پاسبانی

💡 روح اللهی که از نفسش می چکد حیات نازد به خاکروبی آن آسمان جناب

💡 حریم میکده خوش مامنی ست کو رضوان که خاکروبی این در کند به گیسوی حور

💡 به خاکروبی میخانه سرخوشم کانجا ز آستین مرقع صد آستین روب است

💡 خاکروبی درت خواست به عرشی پر خویش مرغ جانم که بدین پایه پست آمده است

💡 یاد رخسار تو زنگ کلفت از دل می برد خاکروبی می کند موج صفا در کلبه ام

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز