لغت نامه دهخدا
خاک گیر. ( نف مرکب، اِ مرکب ) نسیجی که خاک بخود گیرد. || کسی که در غربت بماند و به آنجا انس گیرد.
خاک گیر. ( نف مرکب، اِ مرکب ) نسیجی که خاک بخود گیرد. || کسی که در غربت بماند و به آنجا انس گیرد.
نسیجی که خاک بخود گیرد.
💡 ورنه ترک خون و ترک خاک گیر پاک گرد و راه جان پاک گیر