خاک گور

لغت نامه دهخدا

خاک گور. [ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خاک قبر. سَفی ̍. سَفاة. رَمس. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( تاج العروس ). مجازاً گور. قبر.

فرهنگ فارسی

خاک قبر سفی

جمله سازی با خاک گور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا کاش می گشت بیننده، کور و یا خوابگاهم شدی خاک گور

💡 بی نصیب آمد ز اولاد غیور جان بتن چون مرده ئی در خاک گور

💡 آنچنان بر خاک گور تازه او دم‌بدم خوش می‌نهد با اشک رو

💡 پیش او هر ذرهٔ آن خاک گور گوش دارد هوش دارد وقت شور

💡 سر برآرید از نقاب خاک گور افکنید اندر جهان افغان و شور

💡 هست دوزخ هم‌چو مرگ و خاک گور هست کوثر بر مثال نفخ صور

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز