لغت نامه دهخدا
خاک و خاشاک. [ ک ُ ]( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) آشغال. رجوع به خاشاک شود.
خاک و خاشاک. [ ک ُ ]( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) آشغال. رجوع به خاشاک شود.
آشغال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوزخی گردد هر آن منزل که من منزل کنم بس که آهم آتشی در خاک و خاشاک افکند
💡 هر دو عالم چون بود در جنب قدر یک جهت هم چو پیشِ بادِ صرصر خاک و خاشاک آمده
💡 ز پیکان تیرآتشی برفروخت بدو خاک و خاشاک و هیزم بسوخت
💡 چو شاخ شکوفه مباش از کرم که بر خاک و خاشاک ریزی درم
💡 خاک و خاشاک منزلت ز شرف طور سینین و تین و زیتون باد