خاک نهاد

لغت نامه دهخدا

خاک نهاد. [ ن ِ / ن َ ]( ص مرکب ) کنایه از آدمی خلیق و متواضع:
هر خاک نهادی که خموش است در این بزم
چون کوزه سربسته پر از باده ناب است.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از آدمی خلیق و متواضع

جمله سازی با خاک نهاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر خاک نهادی که خموش است درین بزم چون کوزه لب بسته پر از باده ناب است

💡 بسیار لب چو لعل و زلفین چو مشک در طبل زمین و حقهٔ خاک نهاد

💡 آزاده ای که خاک نهادی است مشربش بر صدر اگر قرار کند، آستانه ای است

💡 امید من به خاک نهادی زیاده شد تا جای داد خم به سر خویش خشت را

💡 به روی خاک نهادی جبین سبط رسول جدا سرش ز قفا از ره جفا کردی

💡 جهان بگیر به آن باد پای خاک نهاد که هست با تک او کند و مضطر آتش و آب

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز