خانه خوره
مترادفها
خانهنشین، گوشهنشین
متضادها
بیرونگرد، اهل معاشرت
لغت نامه دهخدا
خانه خوره. [ ن ِ خ ُ رَ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سورمق بخش مرکزی شهرستان آباده، واقع در 66 هزارگزی جنوب خاوری آباده و کنار شوسه اصفهان به شیراز. دارای 42 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
ده کوچکی است از دهستان سورمق بخش مرکزی شهرستان آباده.
جمله سازی با خانه خوره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خانه خوره آباده یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر آباده استان فارس قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، باریت است.
💡 او یک آدم کاملاً خانه خوره است و ترجیح میدهد تمام تعطیلات آخر هفته را در کنار کتابهای محبوبش در آرامش مطلق در خانه سپری کند تا انرژی بگیرد.
💡 برخلاف دوستانش که عاشق سفر و ماجراجویی هستند، او به عنوان یک خانه خوره، از تماشای فیلمهای مستند در خانه لذت بیشتری میبرد تا رفتن به دل طبیعت.
💡 با اینکه بسیاری او را یک خانه خوره و گوشهگیر میدانند، اما او معتقد است که آرامش واقعی را تنها در فضای امن و دنج خانه خود پیدا میکند.