خانم بازی
مترادفها
زنبازی، ناز کردن
متضادها
مردانگی
لغت نامه دهخدا
خانم بازی. [ ن ُ ] ( حامص مرکب ) جنده بازی. زنا. فحشا. هم آمیختگی با زن آماده بزنا.
فرهنگ معین
(نُ ) (حامص. ) عشقبازی و آمیزش جنسی با زنانی که همسر شخص نیستند.
فرهنگ فارسی
جنده بازی زنا.
ویکی واژه
عشقبازی و آمیزش جنسی با زنانی که همسر شخص نیستند.
جمله سازی با خانم بازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زوج بازیگری که سالیان متوالی از مردم دل بردهاند، مدتی است که میانهشان شکراب شده. آخرین فیلمی که خانم بازی کرده فیلمساز لجبازی دارد. او شرط گذاشته فیلم را فقط در میهمانی مخصوصی با حضور خبرنگاران تحویل میدهد. این مسئله مسئول تشریفات فیلم را مجبور میکند به نحوی زوج را آشتی بدهد تا هم به فیلم ضربه نخورد و هم این آشتی تبلیغ خوبی برای فیلم از آب دربیاید.