خاطرجمعی
مترادفها
یادآوری، توجه، یادآورد
متضادها
بیقراری، ناآرامی، اضطراب
لغت نامه دهخدا
خاطرجمعی. [ طِ ج َ ] ( حامص مرکب ) خاطرجمع بودن. اطمینان.
فرهنگ فارسی
خاطر جمع بودن اطمینان آسودگی خاطر.
جمله سازی با خاطرجمعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیتر اوبروت، برگزارکننده بازیهای سال ۱۹۸۴ نیز جزو کسانی بود که معتقد بود تحریم شوروی چیزی جز یک انتقام نیست و آنرا در یک کنفرانس مطبوعاتی در همان روزی که مشعل بازیها از نیویورک به حرکت درآمد، عنوان کرد. رونالد ریگان، رئیسجمهور آمریکا بعدها عنوان کرد که بر این عقیده است که نگرانی اصلی اتحاد جماهیر شوروی از این بود که برخی از ورزشکاران از فرصت برگزاری بازیها در ایالات متحده استفاده کرده و به غرب بپیوندند. به همین دلیل هم بود که قبل از برگزاری بازیها دولت ریگان به تعدادی از خواستههای شوروی جامه عمل پوشاند تا به آن خاطرجمعی بدهد، چیزی که در منافات کامل با مواضع متعارض دوران جنگ سرد بود.
💡 او پس از پایان سالهای پرمشغله کاری، تصمیم گرفت به یک سفر آرام به مناطق کوهستانی برود تا کمی خاطرجمعی داشته باشد.
💡 فراهم کردن فضای آرام و دنج در خانه میتواند کمک زیادی به افزایش سطح خاطرجمعی و کاهش استرسهای روزمره زندگی شما بکند.
💡 مادر با آماده کردن غذاهای لذیذ و سنتی، سعی میکرد تا خاطرجمعی فرزندانش را پس از بازگشت از سفر طولانی فراهم آورد.