لغت نامه دهخدا
خاطرگرفته. [ طِ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آزرده خاطر. ( آنندراج ).
خاطرگرفته. [ طِ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آزرده خاطر. ( آنندراج ).
آزرده خاطر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاریکی لحد نشود از چراغ کم با خاطر گرفته نیاید به کار صبح
💡 با خاطر گرفته کدورت چه می کند با کوه درد سنگ ملامت چه می کند
💡 همه میل دلش سویش گرفته بجز او جمله در خاطر گرفته
💡 آفاق را تزلزل خاطر گرفته است آرام در بهشت قناعت نمانده است
💡 آفاق را تردد خاطر گرفته است هر قطره زین محیط جدا موج می زند