لغت نامه دهخدا
خاریدن کوس. [ دَ ن ِ ] ( مص مرکب ) کنایه از کوفتن کوس است. ( آنندراج ). نواختن کوس. زدن کوس:
ز خاریدن کوس خارا شکاف
پر افکند سیمرغ در کوه قاف.نظامی ( از آنندراج ).
خاریدن کوس. [ دَ ن ِ ] ( مص مرکب ) کنایه از کوفتن کوس است. ( آنندراج ). نواختن کوس. زدن کوس:
ز خاریدن کوس خارا شکاف
پر افکند سیمرغ در کوه قاف.نظامی ( از آنندراج ).
کنایه از کوفتن کوس است. نواختن کوس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز خاریدن کوس خارا شکاف پر افکند سیمرغ در کوه قاف