خارج مرکز
مترادفها
حاشیه، پیرامون
متضادها
مرکز، مرکزی
لغت نامه دهخدا
خارج مرکز. [ رِ ج ِ م َ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) به اصطلاح هیأت دور از مرکز را گویند. ( ناظم الاطباء ). || اضافاتی که به کارمند دولت در وقت انجام وظیفه در خارج از پایتخت می دهند.
فرهنگ فارسی
باصطلاح هیات دور از مرکز را گویند
جمله سازی با خارج مرکز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بمبگذاری سوروچ ۲۰۱۵ در منطقه سوروچ، استان شانلیاورفه ترکیه، در حدود ساعت ۱۲:۰۰ به وقت محلی و در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۲۰۱۵ و خارج مرکز فرهنگی آمارا به وقوع پیوست. در گزارشهای اولیه که بر روی خروجی رسانههای خبری قرار گرفت، تلفات این بمبگذاری ۳۲ کشته و بیش از ۱۰۴ زخمی اعلام گردید.