حکومت یکپارچه

مترادف‌ها

حکومت واحد، دولت متمرکز

متضادها

حکومت پراکنده، حکومت تکه‌تکه

فرهنگستان زبان و ادب

{unitary state, unitary government} [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] نوعی حکومت که در آن تنها دولت مرکزی اقتدار دارد

ویکی واژه

نوعی حکومت که در آن تنها دولت مرکزی اقتدار دارد.

جمله سازی با حکومت یکپارچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی نمونه‌ای از یک حکومت یکپارچه است. اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی درجه‌ای از قدرت تفویض‌شدهٔ خودمختار دارند، اما چنین قدرتی توسط مجلس بریتانیا تفویض می‌شود، که ممکن است قوانینی را به‌طور یک‌جانبه تغییر یا لغو تفویض اختیار کند.

💡 یوزف می‌کوشید تا حکومت یکپارچه شود؛ هرچند که اینکار با عجله و بدون فراهم‌ کردن مقدمات انجام می‌شد. او در سال ۱۷۸۱ به اقدام نیمه تمام مادرش پایان داد و شروع به لغو نظام ارباب‌رعیتی کرد.

💡 برقرار کردن یک حکومت یکپارچه در تمام قلمروهای کشوری، یکی از اهداف اصلی رهبرانی بود که به دنبال ثبات و امنیت در سرزمین‌های وسیع بودند.

💡 بسیاری از مورخان معتقدند که شکل‌گیری یک حکومت یکپارچه باعث شد تا تجارت و تبادلات فرهنگی میان شهرهای مختلف با سرعت و سهولت بیشتری رشد کند.

💡 برای مقابله با تهدیدات خارجی و مدیریت منابع ملی، ایجاد یک حکومت یکپارچه و مقتدر که تمام بخش‌ها را تحت کنترل داشته باشد، ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران