حوضک
لغت نامه دهخدا
حوضک. [ ح َ ض َ ] ( اِ مصغر ) مصغر حوض باشد و حوض کوچک را نیز گویند. ( آنندراج ) ( برهان ):
بهشتی بزمش از بزم بهشتی
ز حوضکهای می پر کرده کشتی.نظامی. || طاس بزرگ. ( آنندراج ) ( برهان ) ( شرفنامه منیری ):
بر روی حوض حوضک سیمین نهاد باد
تا کوزه ٔنبات برون زد ز ناودان.( از شرفنامه منیری ).
جمله سازی با حوضک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهشتی بزمش از بزم بهشتی ز حوضکهای می پر کرده کشتی