حنیر
لغت نامه دهخدا
حنیر. [ ح َ ] ( ع اِ ) حنائر. ج ِ حنیرة.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به حنیرة شود.
جمله سازی با حنیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در حال حاضر سال ۱۴۰۰ روستای حنیری دو دارای بیش از ۳۰خانوار میباشد و واجد شرائط برای یک شوارای روستایی مستقل میباسد.