حمیا

لغت نامه دهخدا

حمیا.[ ح ُ م َی ْ یا ] ( ع اِ ) شدت خشم و اول آن. || سختی از هرچیزی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
- حمیاالکأس؛ سورت شراب و قوت وی و پیچیدن نشأه ٔآن در سر. ( منتهی الارب ). تیزی شراب.
|| اول جوانی و نشاط آن. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با حمیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا قدح کرده حدق بهر حمیای جمال پیش از آن کاندر جهان باغ می انگور بود

نحوه یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
لئون کاهون یعنی چه؟
لئون کاهون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز