لغت نامه دهخدا
حسن قمری. [ ح َ س َ ن ِ ق َ م َ ] ( اِخ ) ابن نوح مکنی به ابومنصور بخاری پزشک. درگذشته 380 هَ. ق. او راست: «امراض الصدر» و هشت کتاب طبی دیگر او در هدیة العارفین ج 1 ص 272 یاد شده است.
حسن قمری. [ ح َ س َ ن ِ ق َ م َ ] ( اِخ ) ابن نوح مکنی به ابومنصور بخاری پزشک. درگذشته 380 هَ. ق. او راست: «امراض الصدر» و هشت کتاب طبی دیگر او در هدیة العارفین ج 1 ص 272 یاد شده است.
ابن نوح مکنی بابومنصور بخاری پزشک اوراست امراض الصدر و هشت کتاب دیگر
💡 باشد مقام عشق به قدر عروج حسن قمری ز بلبل است بلند آشیانه تر