حسن طاعت

مترادف‌ها

بندگی نیک، فرمان‌برداری درست

متضادها

نافرمانی، عصیان، معصیت

لغت نامه دهخدا

حسن طاعت. [ ح ُ ن ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خوش خدمتی. گوش به فرمان بودن.

فرهنگ فارسی

خوش خدمتی گوش بفرمان بودن

جمله سازی با حسن طاعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بپوش از دیدهٔ نامحرم شهوت عبادت را نهان کن در نقاب ظلمت شب حسن طاعت را

💡 ملایک را چه سود از حسن طاعت چو فیض عشق بر آدم فرو ریخت

💡 گفتا حلال گشت درختی که بُد حرام از حسن طاعتی که نمودید با خدا

💡 تا دلم عابد روی تو شد ای کعبه حسن طاعتی کان به جز این بود مناهی دانست

💡 در آموزه‌های دینی، بر اهمیت حسن طاعت از دستورات الهی و انجام وظایف اخلاقی به عنوان راهی برای رسیدن به رستگاری تاکید شده است.

💡 مومنان همواره تلاش می‌کنند تا با تمرکز بر حسن طاعت و اخلاص در عبادت، روح خود را از آلودگی‌های دنیوی پاک سازند.

💡 تربیت فرزندان بر پایه حسن طاعت و احترام به ارزش‌های اخلاقی، یکی از مهم‌ترین وظایف والدین در ساختن شخصیت‌های انسانی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران