لغت نامه دهخدا
حسن طاعت. [ ح ُ ن ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خوش خدمتی. گوش به فرمان بودن.
حسن طاعت. [ ح ُ ن ِ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خوش خدمتی. گوش به فرمان بودن.
خوش خدمتی گوش بفرمان بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بپوش از دیدهٔ نامحرم شهوت عبادت را نهان کن در نقاب ظلمت شب حسن طاعت را
💡 ملایک را چه سود از حسن طاعت چو فیض عشق بر آدم فرو ریخت
💡 گفتا حلال گشت درختی که بُد حرام از حسن طاعتی که نمودید با خدا
💡 تا دلم عابد روی تو شد ای کعبه حسن طاعتی کان به جز این بود مناهی دانست