حسرت زار

لغت نامه دهخدا

حسرت زار. [ ح َ رَ ] ( اِ مرکب ) حسرتخانه. حسرتکده. آرمان خانه. حسرت آباد. جای حسرت و اندوه. || کنایت از دنیای فانی:
صد بهار آرزو گل ریز گشت و عاقبت
برنیامد بوی امیدی ز حسرت زار ما.طالب آملی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

حسرت خانه آرمان خانه کنایه از دنیای فانی

جمله سازی با حسرت زار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون دانستم که چون همی باید زیست دل پر حسرت زار بمی باید مرد

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز