حسدناک
مترادفها
حسود، بدخواه
متضادها
بی حسد
لغت نامه دهخدا
حسدناک. [ ح َ س َ ] ( ص مرکب ) حسود:
رفیقی کو بود بر تو حسدناک
به خاکش ده که نرزد صحبتش خاک.نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) حسود رشکین.
جمله سازی با حسدناک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رفیقی کاو بُوَد بر تو حسدناک به خاکش ده که نرزد صحبتش خاک
💡 رفتارهای حسدناک و کینهتوزانه در محیطهای کاری میتواند باعث ایجاد جوی بسیار سمی و کاهش بهرهوری و همکاری میان همکاران و اعضای تیم شود.
💡 او با وجود داشتن تواناییهای فراوان، به دلیل داشتن شخصیتی حسدناک، همواره سعی میکرد موفقیتهای دیگران را نادیده گرفته و آنها را کوچک جلوه دهد.
💡 در داستانهای کلاسیک، شخصیتهای حسدناک معمولاً در نهایت دچار سقوط و تنهایی میشوند، زیرا حسادت باعث از بین رفتن روابط انسانی و صمیمیت میگردد.