حسدناک

لغت نامه دهخدا

حسدناک. [ ح َ س َ ] ( ص مرکب ) حسود:
رفیقی کو بود بر تو حسدناک
به خاکش ده که نرزد صحبتش خاک.نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) حسود رشکین.

جمله سازی با حسدناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رفیقی کاو بُوَد بر تو حسدناک به خاکش ده که نرزد صحبتش خاک

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز