لغت نامه دهخدا
حساب پس دادن. [ ح ِ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) روشن کردن حسابدار وضع معاملات را برای مسئول خود. || توضیح دادن و دلیل آوردن برای اعمال. روز قیامت باید از همه اعمال حساب پس داد.
حساب پس دادن. [ ح ِ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) روشن کردن حسابدار وضع معاملات را برای مسئول خود. || توضیح دادن و دلیل آوردن برای اعمال. روز قیامت باید از همه اعمال حساب پس داد.
روشن کردن حسابدار وضع معاملات را برای مسئول خود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرد دونر معتقد است بعضی از خوارج ممکن است علت مخالفتشان با علی این بودهباشد که میترسیدند علی با معاویه سازش کرده و در پی آن، آنان برای حساب پس دادن در مورد شورش خود علیه عثمان فراخواندهشوند.
💡 ویدئویی که جو هان برای این ترانه ساخت، اجرای گروه را درفضای تاریکی نشان میدهد که همراه با آن صور فلکی و تصاویر انتزاعی و جلوههای ویژهٔ بسیاری مشاهده میشود. از آنجایی که متن این ترانه، مرگ یا همان پایان زندگی انسانها را واقعهای اجتناب ناپذیر میخواند، ویدئوی این ترانه صحنهای مشابه با مرگ انسان و قیامت را به صورت متلاشی شدن بدن گروه و ایستادن آنها برای حساب پس دادن نشان میدهد.