لغت نامه دهخدا
حریان. [ ح َ ری یا ] ( ع ص ) تثنیه حَری، به معنی سزاوار.
حریان. [ ح َ ری یا ] ( ع ص ) تثنیه حَری، به معنی سزاوار.
تثنیه حری سزاوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 براکت در حریان سالهای خدمت خود به دفاع از بانکهای تعاونی ادامه داد و قوانینی را برای معافیت اسهام آنها از مالیات ایالتی وضع کرد. براکت همچنین دستور کار اصلاحات مالیاتی را به پیش برد و طرفدار بهبود زندانهای ماساچوست بود.
💡 بیشتر مسیر رود کامبرلند در مناطق خالی از سکنه است با این حال این رود از شهرهای مهمی از جمله نشویل و کلارکاسویل، تنسی عبور میکند. اضافه بر این سیستم سدهای نیز برای کنترل سیل و حریان اصلی رودخانه ایجاد شدهاست
💡 چنانچه جریان الکتریکی از یک مقاومت عبور کند، انرژی الکتریکی به گرما تبدیل میشود. اگر جریان از یک وسیله برقی عبور کند، مقداری از انرژی الکتریکی به انواع دیگر انرژی تبدیل میگردد (و مقداری از آن همواره با تبدیل شدن به گرما هدر میرود). مقدار انرژی یک حریان الکتریکی به روشهای مختلف قابل بیان است