حرن

لغت نامه دهخدا

حرن. [ ح َ ] ( ع مص ) ندافی کردن پنبه را. || حرن در بیع؛ زیادت و کم نکردن در آن. ( منتهی الارب ).
حرن. [ ح ُرْ رِ ] ( اِخ ) شهری است بنزدیکی آمِد.

فرهنگ فارسی

شهریست بنزدیکی آمد

جمله سازی با حرن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دادم عنان به طبع، اگر سهل اگر حرن راندم کمیت خامه، اگر بحر اگر کنار

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز