حرمت کردن

مترادف‌ها

احترام گذاشتن، تکریم کردن، عزت کردن، بزرگداشت کردن

متضادها

بی‌احترامی کردن، تحقیر کردن، هتک حرمت کردن

لغت نامه دهخدا

حرمت کردن. [ ح ُ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) احترام گذاردن. حرمت نگاه داشتن: همگان را در مواجهه حرمت کردی و در غیبت نکوئی گفتی. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

احترام گذاشتن

جمله سازی با حرمت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و گفت: به حق نرسید آنکه رسید، مگر به حفظ حرمت. و از راه نیفتاد. آنکه از راه افتاد، مگر به ترک حرمت کردن.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران