لغت نامه دهخدا
حرف پوچ. [ ح َ ف ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سخن بی معنی و بی هوده. حرف مفت.
حرف پوچ. [ ح َ ف ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سخن بی معنی و بی هوده. حرف مفت.
سخن بی معنی حرف مفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون حباب از حرف پوچ است این تهیدستی ترا مهر خاموشی به لب زن، مخزن اسرار شو
💡 حرف پوچ از من کسی وقت غضب نشنیده است کف نمی آرد ز هر طوفان به لب دریای من
💡 رزق ما از بحر پر گوهر بود دست تهی تا به حرف پوچ گویاییم ما همچون حباب
💡 با همه جهل رسا در حق دانایی خویش حرف پوچی که نداریم ستودن بودهست
💡 به حرف پوچ صائب هر که نگشاید دهان خود شهید زخم دندان ندامت، لب نمی گردد
💡 مشرق خمیازه میسازد دهن را حرف پوچ مستی بی درد سر خواهی، لب پیمانه شو