حرارت تب

مترادف‌ها

گرمای تب

لغت نامه دهخدا

حرارت تب.[ ح َ رَ ت ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گرمی تب.

فرهنگ فارسی

گرمی تب

جمله سازی با حرارت تب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حرارت تب شوقم شد از لب تو فزون اگرچه‌گرمی تب برطرف‌کند عناب

💡 چون لاله در حرارت تب باز کرد لب باد بهار مهر تبش بر زبان نوشت

💡 من و نگار من امروز هر دو رگ زده‌ایم من از حرارت عشق و وی از حرارت تب

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران