حبینی

لغت نامه دهخدا

حبینی. [ ح ُب ْ بی نی ] ( ص نسبی ) منسوب به سکه حبین. رجوع به حبین شود.
حبینی. [ ح ُب ْ بی نی ] ( اِخ ) ابومنصور عبداﷲبن الحسن بن ابی الحسن الحبینی المروزی. از ابواحمدعبدالرحمان احمدبن محمدبن اسحاق الشیرنخشیری [ البشر نخشری ]. ( سمعانی ). و جز وی روایت دارد. و ابوالقاسم هبةاﷲبن عبدالوارث شیرازی [ السواری ]. ( سمعانی ). حافظ از وی روایت کند. ( معجم البلدان ) ( سمعانی ).

جمله سازی با حبینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پا مانده در گل در سرزمینی جاکرده در دل مهر حبینی

ارامگاه یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز