حال پرسی

لغت نامه دهخدا

حال پرسی. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) پرسش از کیفیت و چگونگی. استفسار از چگونگی مزاج. پرسیدن حالت.

فرهنگ فارسی

گشت هر چیزی کیفیت آدمی و آنچه آدمی بر آنست طریقه

جمله سازی با حال پرسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کامها شور این قدر گردیده است از شور او کز نمک گر حال پرسی گوید از حد شور شد

💡 رسیده ضعف بجائی مرا که از من خسته تو حال پرسی و من طاقت جواب ندارم

💡 نگه در حال پرسی گرم گفتار نه گوش آگاه از آن نی لب خبردار

گود نایس یعنی چه؟
گود نایس یعنی چه؟
بارانداز یعنی چه؟
بارانداز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز