حاجی مصطفی پاشا

لغت نامه دهخدا

حاجی مصطفی پاشا. [ م ُ طَ فا ] ( اِخ ) وی قائد سپاهی بود که در عصر سلطان احمدخان پادشاه عثمانی به ایران آمد و در آنجا بعضی پیشرفت ها کرد و در آن وقت منصب چاووش باشی داشت و سپس در 1139 هَ. ق.بدو عنوان میرمیران دادند. ( از قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

وی قائد سپاهی بود که در عصر سلطان احمد خان پادشاه عثمانی بایران سوق شد

جمله سازی با حاجی مصطفی پاشا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه سلیم سوم قدرت را به حاجی مصطفی پاشا (۱۷۹۳) داده بود ولی تنش میان صرب‌ها و جان نثارها از بین نمی‌رفت. در سال‌های ۱۷۹۳ و ۱۷۹۶ سلیم اعلام کرد که اموال بیشتری به صرب‌ها داده می‌شود. سلیم همچنین تصریح کرد که بعضی از جان نثارها باید «بلگراد پاسوالک» را ترک کنند، زیرا او آن‌ها را تهدیدی برای حاجی مصطفی پاشا می‌دید.

💡 داهیه‌ها یا پاشالوک‌های بلگراد افسران نخبه‌ای بودند که در سنجاک حاجی مصطفی پاشا را در ۱۵ دسامبر ۱۸۰۱ به قتل رساندند.

هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز