جیخ

لغت نامه دهخدا

جیخ. [ ج َ ] ( ع مص )برکندن توجبه [ سیل ] وادی را. ( منتهی الارب ) ( ذیل اقرب الموارد ). این لغتی است در جوخ. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

بر کندن توجیه

جمله سازی با جیخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از مناطق دیدنی و تفریحی آن می‌توان به سریل، کهل دره و قلعه لر و قعله جیخ اشاره کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران