جوینه
مترادفها
جوی، نهر، رودخانه کوچک
لغت نامه دهخدا
جوینه. [ ج َ / ج ُ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) آنچه از جو پزند، و بعربی کَروان خوانند.
فرهنگ فارسی
آنچه از جو پزند و بعربی کروان خوانند
جمله سازی با جوینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکسان شود آنگهی بر او بر مرغ و بره و غم جوینه