جوشیدنی

مترادف‌ها

جوشان

لغت نامه دهخدا

جوشیدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) درخور جوشیدن. قابل جوشیدن. رجوع به جوشیدن شود.

جمله سازی با جوشیدنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مگر با نقش پایت مژدهٔ جوشیدنی دارد که همچون مو خط پیشانی‌ام بالیدنی دارد

💡 برای اطمینان از سلامت آب آشامیدنی در مناطق کوهستانی، بهتر است همیشه از آب‌های جوشیدنی که کاملاً تصفیه شده‌اند استفاده کرد.

💡 در آزمایشگاه‌های شیمی، استفاده از محلول‌های جوشیدنی در دمای مشخص برای انجام واکنش‌های خاص، از اهمیت بسیار بالایی برای محققان برخوردار است.

💡 برخی گیاهان دارویی خاص تنها زمانی خواص درمانی خود را نشان می‌دهند که در آب جوشیدنی با دمای مناسب به درستی دم کشیده شوند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران