جوالی

لغت نامه دهخدا

جوالی. [ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ جالیة. رجوع به جالیه شود. || مال جوالی؛ سرانه ای که از جلای وطن کنندگان گرفتندی و آنرا مال الجماجم نیز گفتندی. و سپس بهر جزیه ای اطلاق گردید. ( اقرب الموارد ). رجوع به جالیة شود.

فرهنگ فارسی

جمع جالیه یا مال جوالی سرانه که از جلای وطن کنندگان گرفتندی و آنرا مال الجماجم نیز گفتندی.

جمله سازی با جوالی

💡 چون خانهٔ نهادت زین دانه خالی آمد کر جامه شعرپوشی چون کاه در جوالی

💡 چون جوالی بس گرانی می‌بری زان نباید کم که در وی بنگری

💡 گاهی به کشاکش دری و گاهی بی‌کار که گوئی یکی جوالی

💡 زنهار چو وطواط و عمادیم مپندار کافسوس بود عیسی با خر به جوالی

💡 بطومار اندر مدیح آوریمت بریم از تو در و گهر با جوالی

💡 چون شب تاریک گردد آشکار در جوالی آن فلانی را بیار

ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز