جنازه کش

لغت نامه دهخدا

جنازه کش. [ ج َ / ج ِ زَ / زِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه جنازه را بردارد. ( آنندراج ):
اغیار را جنازه کشی غیر ما نبود
ما بهر خاطرتو بلاها کشیده ایم.آصفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آنکه جنازه را بر دارد

جمله سازی با جنازه کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تابوتم ای جنازه کشان دیرتر برید تا دشمنان ز همرهی اش کامران شوند

💡 در صحنه حادثه بسیار تلخ و ناگوار، جنازه کش با عجله وارد محل شد تا پیکر قربانیان را به بیمارستان منتقل کند.

💡 جنازه کش با آرامش و مهارت، کار خود را انجام می‌داد تا آرامش محیط در آن لحظات بسیار سخت و دشوار حفظ شود.

💡 کار جنازه کش بسیار دشوار و طاقت‌فرسا است، زیرا او مدام با موقعیت‌های بسیار ناگوار و بسیار غم‌انگیز روبرو می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران