جمیر

لغت نامه دهخدا

جمیر. [ ج َ ] ( ع اِ ) جمعشدنگاه مردم. ( منتهی الارب ). محل اجتماع مردم. ( از اقرب الموارد ).
- ابناجمیر؛ شب و روز. ( منتهی الارب ).
- ابن جمیر؛ شب تاریک. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). هلال شبی که درآن شب هلال پنهان گردد و گویند شبی که در آغاز و پایان آن ماه نتابد و گویند آخرین شب ماه. ( از اقرب الموارد ).
جمیر. [ ج ُ م َ ] ( اِخ ) نام پدر خارجه بدری است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

نام پدر خارجه بدری است

جمله سازی با جمیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جمور یا جمیر یا جمهور یکی از ایلات کُرد می باشد این ایل کوچرو در استان‌های کرمانشاه، همدان و ایلام است.برخی ریشه آنها را از ایل باجلان میدانند

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز