لغت نامه دهخدا
جلک. [ ج َ ل َ ] ( ع اِ مصغر ) تصغیر جل است و آن مرغکی باشد کوچک خوشخوان. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به جل شود.
جلک. [ ج ُل ْ ل َ ] ( اِ ) سبد خرما. این لفظ مرکب از جله عربی و کاف فارسی است. ( فرهنگ نظام ).
جلک. [ ج َ ل َ ] ( ع اِ مصغر ) تصغیر جل است و آن مرغکی باشد کوچک خوشخوان. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به جل شود.
جلک. [ ج ُل ْ ل َ ] ( اِ ) سبد خرما. این لفظ مرکب از جله عربی و کاف فارسی است. ( فرهنگ نظام ).
=چکاوک
( اسم ) پرنده ای از راست. گنجشکان از دست. مخروطی نوکان که جزو پرندگان نیمکر. شمالی است. پرهایش خاکستری و پرهای زیر گردنش روشنتر است. قدش کمی از گنجشک بزرگتر و از سار کوچکتر است جلک چکاوک قبره طرقه.
سبد خرما. این لفظ مرکب از جله عربی و کاف فارسی است.
جلک (عراق). جلک یک منطقهٔ مسکونی در عراق است که در کردستان عراق واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آبانبار جلک (جمک) مربوط به دوره پهلوی اول است و در یزد، بلوار باهنر، جنب میدان امام حسین، کوچه ابوذر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۳۰۲۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.