جشب

لغت نامه دهخدا

جشب. [ ج َ ] ( ع مص ) ببردن خدا جوانی کسی را. || تباه و خوار گردانیدن خدا کسی را. || بی نانخورش کردن طعام را. || آرد کردن نیم کوب را. || درشت و خشن گردیدن طعام. || بی نانخورش گردیدن طعام. ( اقرب الموارد ).
جشب. [ ج َ ش ِ ] ( ع ص ) بدخورش و درشت خوار. ( منتهی الارب ).
جشب. [ ج ُ ] ( ع اِ ) پوست انار. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

پوست انار

جمله سازی با جشب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مکان یحخرنی من طعمها جشب و من ملا بسهاطم من الحلل

مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز