جرل
لغت نامه دهخدا
جرل. [ ج َ رِ ] ( ع ص، اِ ) جای درشت و سنگناک. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ج، اَجرال. ( منتهی الارب ).
جرل. [ ج َ رَ ] ( ع اِ ) سنگ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || زمین نیکوی پرسنگ. ( از ذیل اقرب الموارد ). || سنگستان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سنگلاخ. ( آنندراج ). || درخت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || جای درشت و سخت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ج، اَجرال. ( منتهی الارب ) ( ذیل اقرب الموارد ). || ( مص ) درشت و سنگناک گردیدن جای. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
جای درشت و سنگناک یا زمین نیکوی پر سنگ یا درخت یا جای درشت و سخت
جمله سازی با جرل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جرلی رندال، دانشآموز بیگناه دبیرستانی که در دره سن فرناندو زندگی میکند، آرزو دارد نویسندهای مشهور شود. مدت کوتاهی پس از برنده شدن جایزه ای برای نویسندگی خلاقانهاش، او در یک مهمانی با والت، پسر فیلمنامهنویس معروف والتر تورنتون آشنا میشود. او با او و برخی از دوستانش به خانه میرود و وعده ملاقات با پدرش را میدهد که کار او را تحسین میکند. در استخر تورنتون، یکی از دوستان والت او را کتک میزند و سپس با نازل شلنگ باغبانی به او تعرض جنسی میکند. والتر پس از حمله وارد میشود و جرلی را از حملات بیشتر نجات میدهد. یک دوستی و سپس یک رابطه عاشقانه بین آنها شکل میگیرد و به زودی با هم ازدواج میکنند و …