جذب غذا
مترادفها
جذب کردن غذا
متضادها
دفع غذا
لغت نامه دهخدا
جذب غذا. [ ج َ ب ِ غ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تحلیل رفتن غذا در بدن. جذب. رجوع به جذب شود.
فرهنگ فارسی
تحلیل رفتن غذا در بدن جذب
جمله سازی با جذب غذا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روده نقش بسیار مهمی در هضم و جذب غذا دارد. همچنین روده جزو سیستم ایمنی به حساب میآید زیرا به دلیل وجود باکتریهای مفید آن هم به هضم غذا کمک کرده و هم هر گونه پاتوژن که از اسید معده رد شود را تجزیه میکند
💡 چنان كه بشر بودن واسطه و رسول و فرشته نبودن او نيز از همين بابت است و اگربنا بود فرشته اى پيامبر شود باز هم در صورت انسان ظاهر مى گشت: ولو جعلناهمكلا رجلا (264) اين وساطت عقلى، نظير وساطت حسى غضروف بين گوشت واستخوان است؛ زيرا استخوان به طور مستقيم توان جذب غذا ندارد.
💡 O كلمه ((هَضم )) به معناى كم شدن است و شايد از آن روى به جذب غذا در بدن ((هضم )) مى گويند كه ظاهرا غذا كم مى شود و تفاله هاى آن باقى مى ماند.(626)
💡 سیستم گوارش انسان برای تبدیل مواد مغذی به انرژی مورد نیاز بدن، فرآیند بسیار پیچیده و دقیقی را برای جذب غذا در روده کوچک انجام میدهد.
💡 برخی بیماریهای گوارشی میتوانند مانع از جذب غذا و مواد حیاتی شوند و باعث شوند که فرد با وجود خوردن، دچار کمبود وزن و ضعف شود.
💡 برای بهبود روند جذب غذا و استفاده بهتر از ویتامینها، پزشکان همیشه توصیه میکنند که غذا باید به خوبی جویده شده و با آرامش مصرف شود.