لغت نامه دهخدا
جداگونه. [ ج ُ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) ظاهراً لهجه ای است در جداگانه. جداگانه. علیحده. تنها: اندر فربه کردن عضوی جدا گونه. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
جداگونه. [ ج ُ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) ظاهراً لهجه ای است در جداگانه. جداگانه. علیحده. تنها: اندر فربه کردن عضوی جدا گونه. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
ظاهرا لهجه ای است در جداگانه جداگانه تنها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جدا گونه گون هدیه ها ساختند یکی گنج هر یک بپرداختند