جدا ساختن

لغت نامه دهخدا

جدا ساختن. [ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) جدا کردن. مجزی ساختن. تفریق. عَضو. تَعضیة. ( منتهی الارب ):
کعبه را هرکس که از میخانه میسازد جدا
لفظ را از معنی بیگانه میسازد جدا.احسان قمی ( از ارمغان آصفی ).به سنگ ازیکدگر سازد جدا بادام توأم را.اثر شیرازی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

جدا کردن مجزی ساختن تفریق

جمله سازی با جدا ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! اگر از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد، براى شما وسيله اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى دهد، (روشن بينى خاصى كه درپرتو آن، حق را ازباطل خواهيد شناخت ) و گناهانتان را مى پوشاند و شما را مى آمرزد و خداوند صاحب فضل و بخشش عظيم است )).

💡 درست همانند بيمار نادان و ابلهى كه از دست طبيب مسيحا نفسى فرار مى كند و سعى دارد ازهمه وسائل براى جدا ساختن خود از او كمك گيرد.

💡 شـاهـد سـخـن ايـنكه آيات فوق به دنبال داستانهاى اقوام پيشين است كه گروه عظيمى ازآنـهـا بـر اثـر ظـلم و سـتـم و انـحـراف از جـاده حق و عدالت، و آلودگى به مفاسد شديداخـلاقـى، و مـبـارزه بـا رهبران الهى گرفتار مجازاتهاى دردناكى در اين جهان شدند كهقـرآن بـراى تـربـيـت و ارشـاد مـا و نـشـان دادن راه حـق ازباطل و جدا ساختن مسير سعادت از شقاوت اين داستانها را بازگو مى كند.

💡 اين دو نام كه از اسماء الحسنى الهى است، يكى اشاره به قدرت او بر مساله جداسازىصفوف ميكند، و ديگرى به علم بى پايان او، چرا كه جدا ساختن صفوف حق وباطل از يكديگر بدون اين دو ممكن نيست.

💡 شـد از قـبـيـل (اشـتـبـاه مـصـداق به مفهوم ) است، چه اينكه هر يك از اينها مصداقى استبراى آن معنى كلى و جامع يعنى (پايان دادن و جدا ساختن ).

💡 ویژگی‌های شیمیایی می‌تواند برای ساخت طبقه‌بندی‌های شیمیایی استفاده شود. آن ویژگی‌ها همچنین می‌توانند برای شناسایی یک مادهٔ ناشناخته یا جدا ساختن یا متمایز کردن آن از مواد دیگر مفید باشند.