جاوید عمر
متضادها
فانی، مرگ، فنا
لغت نامه دهخدا
جاویدعمر. [ ع ُ ] ( ص مرکب ) زنده ابدی. آنکه عمر ابدی دارد:
جاویدعمر باش که عمر از تو یافت ساز
معمار باغ ملک معمر نکوتر است.خاقانی.رجوع به جاوید شود.
فرهنگ فارسی
زنده ابدی
جمله سازی با جاوید عمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جاوید عمر باد که تا در پناه او مانی درین مقام بجائی که بهترست
💡 باد تا جاوید عمر و دولت عباس بیگ ناگزیر دور بادا مدت عباس بیگ
💡 در افسانههای باستانی و داستانهای قهرمانانه، شخصیتهای اصلی اغلب در جستجوی اکسیر حیات بودند تا بتوانند به جاوید عمر دست یابند و از مرگ فرار کنند.
💡 بسیاری از شاعران کلاسیک، جاوید عمر را چیزی غیرممکن میدانستند و معتقد بودند که تنها از طریق انجام کارهای نیک و ماندگار است که نام انسان جاودانه میشود.
💡 در برخی از متون فلسفی، بحث درباره جاوید عمر و امکان بقای روح پس از مرگ، یکی از مباحث اصلی و چالشبرانگیز در حوزه متافیزیک و هستیشناسی بوده است.